تبليغاتX
تبسم باران
ساحل بهانه ای است ، رفتن رسیدن است
 
http://www.gigaimage.com/images/a5cz2nvjz42fhwdorkm.jpg
|+| نوشته شده توسط در 88/01/09
 
  http://www.reypic.blogfa.com/
|+| نوشته شده توسط در 88/01/09  |
 آتش
باراني ام , باراني ام , باراني از آتش

 يك روح بي پروا و سرگرداني از آتش

.

اين كوچه ها , ديوارها , اصلاً تمام شهر

سوزان و من محبوس در زنداني از آتش

.

 اهل غزل بودم ، خدا يكجا جوابم كرد

 با واژه اي ممنوع  ، با انساني از آتش

.

 بي شك سرم از توي لاكم در نمي آمد

 بر پا نمي كردي اگر طو فاني از آتش

.

 تا آمدي ، آتشفشاني سالها خاموش

 بغضش شكست و بعد شد طغياني از آتش

.

 كاري كه از دست شما هم بر نمي آمد

 من بودم و در پيش رويم خواني ازآتش

.

 اين روزها محكوم  ِ اعدامم به جرم عشق

 در انتظارم بشنوم   ، فرماني از آتش

|+| نوشته شده توسط در 88/01/09  |
 صدای خیس
 
             
ورق می خورد شب  ، با پنجه ی تقدير در باران

ومی رقصيد عطر ِ كال ِ  كاج  ِ پير در باران

نگاه ِ بـِركه  ، سرشارازتب ِ  رويای وارونه

ومی روييد از ژرفای آن تصوير در باران

..................................................

ميان  ِ چشم ها مانده ست سرگردان  ، هزاران سال

خمار ِ خواب های خيس وبی تعبير در باران

دل ويك گوشوار ِ كاغذی ، انگيزه ی بودن

من  ، باران نديده  ، دختری دلگير  د ر باران

صدای خيس ِ مردی درگلوی تار می روئيد

كسی مثل خودم، مثل خودش درگير در باران

به جرم  ِ بی گناهی ،  دارهای چشم ها می دوخت

به سرتاپای من ،  يك درد ِ دامنگير در باران

غمی كم كم خودش را دررگ ِ  ديوانه ام می ريخت

جنون بود وتب ِ  رقاصی  ِ زنجير در باران

جنون بودآن شب وآئينه ای صد پاره دردستم

ومن حل می شدم با آيه ی تكثير  در  باران    

|+| نوشته شده توسط در 88/01/09  |
 راز
حضور هیچ کس در زندگی ما اتفاقی نیست ، خداوند در هر حضوری رازی را برای کمال ما پنهان کرده است ، خوشا به حال ما اگر آن راز را دریابیم!!!

 

|+| نوشته شده توسط در 88/01/09  |
 
 
بالا